من و دنیای احساسم... |
با اینکه آزارم می ده-اما دیگه به تاریخ پیوست.
من همه کارت هامو بازی کردم. تو هم- همین کارو انجام دادی.
چیزی دیگه برای گفتن نیست.دیگه- آسی واسه رو کردن نیست.
برنده- همه چیزو با خودش می بره.بازنده در برابر برنده سرش پائینه!
و این- سرنوشت اونه.
وقتی در آغوشت بودم- فکر می کردم به اونجا تعلق دارم.
این حس به من دست می داد که اطرافمون حصاری درست کنیم و خونه ای بسازیم.
فکر می کردم که اونجا قوی خواهم بود.ولی- فکر احمقانه ای بود!
ما طبق قوانین بازی کردیم.خدایان طاسی واسه ما انداختند.
می دونی! مغزشون مثل یخ سرده!و اونی که می بازه -بدون که عشقشم از دست می ده-عزیزم!
برنده- همه چی رو با خودش می بره! بازنده باید سقوط کنه!
این- ساده و واضحه..چرا باید شکایتی داشته باشم؟!...
بهم فقط بگو- که آیا بوسه اون-مثل بوسه های منه؟
آیا همون احساس رو داشتی که من صدات می کردم؟!...
جایی در اعماق درونت باید می دونستی که دلم برات تنگ شده.
اما- چی می تونم بگم؟..
باید تسلیم قوانین می شدم.
قاضی ها تصمیمشون رو گرفتند.
من موندم و طاقت آوردم.
من تماشاگری در نمایش بودم.همیشه اون ردیف اول-پایین - نشسته بودم و این نمایش رو دیدم.
بازی دوباره شروع شده...
یه عاشق یا یه دوست هستی؟
این مشکل بزرگه یا کوچیکه؟!
فقط می دونم- که..
...برنده - همه چیزو با خودش می بره..
نمی خوام دیگه حرفی بزنم. چون این منو ناراحت می کنه.
و من اینو درک می کنم.
تو اومدی و با من دست دادی.
معذرت می خوام که منو انقدر ناراحت دیدی.
می دونی! دیگه اعتماد به نفسی برام نمونده. ولی می بینی که...
...برنده - همه چیزو با خودش می بره
برنده- همه چیزو با خودش می بره....
یکی از نمادهای هالووین یک کدوتنبل توخالی است که برای آن دهان و چشم به صورتی ترسناک درآورده شده و با روشن کردن شمع در درون کدوتنبل به آن جلوهای ترسناک داده میشود.
جشن هالووین که از دوهزار سال قبل تاکنون در چنین روزی میان غربیان برگزار میشود، بیان کننده اعتقاد پیشینیان آنان به جهان آخرت است. آخرین روز ماه اکتبر (نهم آبان ماه) زمان برگزاری یکی از جشنهای مذهبی در کشورهای اروپایی و آمریکایی است که به نام هالووین All Hallows Evening یعنی روز همه مقدسین معروف است. بنیانگذاران این جشن قوم سلتی بودند که سالها پیش از میلاد مسیح در ایرلند و شمال فرانسه زندگی میکردند. به روایت این قوم آغاز سال میلادی اول نوامبر است و با این اعتقاد آخرین شب سال یعنی سی و یکم اکتبر را زمان یادآوری از ارواح درگذشتگان قرار دادند و به این ترتیب جشنی برپا میکردند، همگی دور هم جمع میشدند، آتش میافروختند، قربانی میکردند و هر کس هر غذایی داشت با دیگران قسمت میکرد و همگی بر سر یک سفره مینشستند چراکه بر این باور بودند که در این شب راه میان دو جهان باز میشود و ارواح درگذشتگانشان نیز در این جمع حاضر میشوند و ارتزاق میکنند؛ پس کسانی که با سخاوت بیشتری در این جشن شرکت میکردند مورد شفاعت درگذشتگان نزد خداوند قرار گرفته و تا پایان آن سال از گزند بدیها و بلاها در امان میماندند.
از دیگر مراسمی که در این بخش برگزار میشد که البته هر کدام بعدها تغییر کرده و به شکلی کاملاً دگرگون درآمد، میتوان به این موارد اشاره کرد: پوشیدن لباسهایی از پوست سر حیوانات، پیشگویی توسط کشیشان، خوردن سیب که سمبل پومانا (خدای میوه و درخت) بود و بردن باقی ماندههای آتش و خاکستر به خانهها با این نیت که آنها را از بدیها و از سرمای زمستانی که در پیش بود در امان بدارد. در انتها کشیشها با شب زندهداری، دعا و نماز آخرین شب سال را به پایان برده و ارواح مقدس را از برزخ به بهشت رهمنون میکردند. پس از گذشت سالیان دراز و با حمله رومیها به این منطقه آیین هالووین دچار تغییراتی شد که ورود مسیحیان کریستین به این سرزمین و اختلاط عقاید آنها به یکدیگر در این تغییرات بیتأثیر نبود تا آنجا که کمکم «شب همه مقدسین» دیگر تنها متعلق به ارواح پاک نبود بلکه شیاطین و ارواح خبیثه را نیز در این جشن حاضر میدانستند. از این رو برخی از مردم در جشن هالووین لباسهای عجیب و ترسناک میپوشیدند تا در برابر ارواح گناهکار ایستادگی کنند و به شکلی نمادین آنها را ترسانده و از میان خود برانند. رفته رفته با شکل گیری زندگی شهری، کشاورزان تنها قشری شدند که مصرانه این جشن را برگزار میکردند و برای آن به در خانهها میرفتند و طلب غذا و خوراک برای پذیرایی در جشن میکردند. در همین دوران موضوع تریت (رفتار نیک: treat) و تریک (حیله و نیرنگ: trick) پیش آمد، به این صورت که اگر کسی سخاوت به خرج میداد و چیزهای بیشتری به هالووین اهدا میکرد برای او یک کار نیک انجام میدادند و هر کس کالا یا خوراک قابل توجهی نمیداد او را به سخره و بازی میگرفتند. اوایل سده ۱۹ بسیاری از ایرلندیها به آمریکا مهاجرت کردند و به این ترتیب بسیاری از آیینها و اعتقاداتشان بار دیگر دچار تغییر و تحول شد به عنوان مثال آمریکاییها حضور شیاطین و ارواح گناهکار در هالووین را بیشتر مورد استقبال قرار دادند و بیشتر سمبلهایی که برای آن در نظر گرفتند ترسناک و خشن بود تا آنجا که شرارت و شیطنت در این شب کاملاً عادی و معمولی به نظر میرسید. گاه پیش میآمد که راه مردم را میبستند، به در خانهها سبزی و میوه پرتاب میکردند، با سنگ و کلوخ دودکش خانهها را مسدود میکردند و دیگران را مورد آزار و اذیت قرار میدادند با این عنوان که این اتفاقات ناشی از حضور ارواح موذی و شیاطین است .و آنها هستند که مرم را «تریک» میکنند. این اعمال باعث شد برگزاری هالووین در آمریکا برای مدتی متوقف و مسکوت بماند و پس از آن برای اولین بار به طور رسمی در سال ۱۹۲۰ به شکلی متعادل در آمریکا، هالووین جشن گرفته و به عنوان یک روز مذهبی شناخته شد. هر چند که باز هم این مراسم با آنچه در ذهن و نیت پدید آورندگان قدیمی آن بود بسیار متفاوت برگزار شد
هالووین در کشورهایی چون ایرلند و اسکاتلند همچنان یکی از روزهای مذهبی و محترم به شمار میرود و با برگزاری این جشن کمکم به استقبال کریسمس و میلاد حضرت عیسی میروند.همچنین در اروپا نیز از اهمیت بالائی بر خوردار است و در آلمان شب "هالووین" را به منظوره خداحافظی از گرما و سلام به سرما می دانند.گرما در این جا به معنای زندگی و سرما به معنای مرگ است و به این دلیل معتقدند که در این شب ارواح آزاد و به دنبال جسمی تازه می گردند!و از این رو یکی از علل پوشیدن لباسهای وحشتناک و آرایش صورت به شیوه زشت طرد کردن ارواح می باشد.
شما چه نقابی را برای این شب برگزیدید؟...